برای خواهر دوری که گاه باد عطر دعاهایش را می آورد: نیلوفر
امشب که ماه کامل است
من و ترانه ی جیرجیرک ها و تماشا.
تو هم بخواه به خوابم بیایی٬
خاطرت جمع
این امن ترین قرار ملاقات است.
پ.ن.1:زمانی قرار های ملاقات نا امن بود...
پ.ن.2:نمیدانم باید از کدام علامت نگارشی استفاده میکردم.
پ.ن.3:...
کویرهم که باشم
همیشه شقایقی وحشی خواهم داشت
برای خرمایی گیسوانت.
حالا تو هی بر من نبار...
سینه ی خیس مادری ام
ـ کودک از دست داده ـ
که گاه و بیگاه رگ میکند...
اینروز ها که نیستی.
نه از آسمان
از شعرهای لورکا
ماه را می دزدم برای تو
که بدوزی به پیرهنت
به جای دکمه ی افتاده.
اتاقی پر از من و تو
چشمانی پر از بوی تند بوسه ی گس
وسکوتی پر از پچپچه ی سر انگشتانمان در گوش هم
روزگاری دوست می داشتی ام.
*
خیابانی پر از پرسه ی من
خیالی پر از تو
و خوابی که این شبها تا دمدمای صبح هم نمی آید
*
حالا تو اگر می خواهی فراموش کن…
روزگاری یکدیگر را دوست می داشتیم.