پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
کباب کبوتر
سور همسایه ها
سوگ پیرمرد کفتر باز.
نوشته شده توسط حسام الدین باتمانی در ساعت 4:15 | لینک
|
دوشنبه ششم خرداد 1387
شبی شهریوری،
شهاب باران بوسه
ی فرشتگان
که ماه مست میخک
و اسفند است و
باد بوی خوش از
یاد رفته ای از دوردستها می آورد
تمام قطارهای
جنوب را جا می گذارم
از راهی مخفی می
آیم میان خوابهایت
همین شعر را
برایت میخوانم
به این سطر که
میرسم بیدار می شوی
من نیستم و تعبیر
خواب زن هم که معلوم است...
فراموش می کنی
مرا
فراموش می شوم
در شبی شهریوری
بی شهاب و ماه و میخک...
نوشته شده توسط حسام الدین باتمانی در ساعت 20:53 | لینک
|
